5 درس از انتخابات میشیگان برای درک سیاست آمریکا

5 درس از انتخابات میشیگان برای درک سیاست آمریکا

انتخابات مقدماتی دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه در سه‌شنبه شب به‌وقت محلی برگزار شد. در این انتخابات مهم‌ترین رقابت، انتخابات مقدماتی حزب دموکرات برای کرسی سنای میشیگان بود که در آن عبدالرحمن السید نامزد جناح چپ و منتقد اسرائیل رقیب خود هِیلی استیونز نامزد جریان اصلی و حامی اسرائیل را شکست داد، اگرچه نتیجه این رقابت بسیار نزدیک‌تر از پیش‌بینی‌ها و نظرسنجی‌ها بود. این انتخابات برای درک سیاست آمریکا درس‌های مهمی دربر دارد که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم.

درس اول) جناح چپ در حال رشد و تقویت است

در انتخابات میشیگان، نامزدهای جناح چپ در اکثر رقابت‌ها پیروز شدند. علاوه بر السید، چهره‌های جناح چپ در رقابت‌ها برسر کرسی‌های مجلس نمایندگان نیز عملکرد خوبی داشتند. تنها نامزد جناح چپ که شکست قاطعی خورد کوری بوش بود که نامزدی بسیار معیوب بود (او با اتهام‌های شیادی و فساد مالی مواجه است). نتایج میشیگان در راستای نتایج دیگر رقابت‌ها نشان می‌دهند که روند رشد جناح چپ حزب دموکرات که از جرقه اولیه آن در سال 2016 با عملکرد بهتر از انتظار سناتور برنی سندرز در انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری بود و عملاً در سال 2018 شروع شده بود همچنان ادامه دارد و امروز حزب دموکرات نمی‌تواند این جناح را نادیده بگیرد و باید آن را به‌عنوان بخشی اساسی از ائتلاف ملی خود به‌رسمیت بشناسد.

درس دوم) همزمان نباید در میزان قدرت جناح چپ اغراق کرد

اگرچه شکی در رشد معنادار جناح چپ حزب دموکرات نیست، اما نباید در تحلیل این مسئله دچار اغراق شد. بسیاری از افراد رشد این جناح را با جنبش تی پارتی یا جنبش ماگا مقایسه می‌کنند اما این مقایسه نابجا است چون این دو جنبش فوراً جریان اصلی حزب جمهوری‌خواه را کنار زدند و بر حزب مسلط شدند و همچنین با پیروزی چندین نامزد رادیکال در حوزه‌های رقابتی، شانس پیروزی حزب در انتخابات عمومی را بسیار کاهش دادند. اما رأی‌دهندگان حزب دموکرات به‌رغم استقبال بیشتر از نامزدهای چپ، همچنان درمجموع استراتژیک رفتار می‌کنند و در اکثر اگر نه تمام حوزه‌های رقابتی، به نامزدهای میانه‌رو با شانس بیشتر پیروزی رأی داده‌اند. حتی در مواردی که یک نامزد چپ در یک انتخابات رقابتی رأی آورده است، مشخص نیست که لزوماً شانس کمتری برای پیروزی داشته باشد. مثلاً بسیاری از تحلیل‌گران (ازجمله خود من) معتقد هستند که اگرچه السید چپ‌گرا است ولی شانس بهتری از استیونز برای پیروزی در ماه نوامبر دارد چون استیونز دچار مشکلاتی عمیق و نامرتبط با ایدئولوژی است. به‌رغم این مسئله، پیروزی السید بسیار نزدیک بود و مشخصاً او در انتخابات مقدماتی پیروزی خود را مدیون رأی‌دهندگان با تحصیلات دانشگاهی بود و رأی زیادی از قشر کارگر یا سیاه‌پوست دریافت نکرد، بنابراین مشخص است که همچنان بخش‌های مهمی از پایگاه رأی دموکرات‌ها در حمایت از میانه‌روها ثابت‌قدم هستند. واضح است که دلیل اصلی پیروزی السید ایرادهای اساسی استیونز بوده است و اگر رهبری حزب دموکرات نامزد بهتری را انتخاب می‌کرد السید پیروز نمی‌شد. انتخابات میشیگان درمجموع برای جناح چپ دموکرات‌ خوب بود اما محدودیت‌های این جناح را نیز آشکار کرد.

درس سوم) مسئله اسرائیل به نقطه‌ضعف انتخاباتی حامیانش در حزب دموکرات تبدیل شده است

تا چند سال پیش درمجموع حمایت از اسرائیل مسئله‌ای بود که هر دو حزب درباره آن توافق داشتند ولی اکنون اکثر دموکرات‌ها به‌شدت با اسرائیل مخالف هستند و هواداری از اسرائیل یک نقطه‌ضعف انتخاباتی برای یک هوادار آن است. استیونز یکی از سرسخت‌ترین حامیان اسرائیل در سیاست آمریکا بود تاحدی که از میانگین یک سیاستمدار صهیونیست آمریکایی نیز اسرائیل را بسیار بیشتر دوست داشت. این مسئله بدون شک به کاهش رأی یا حتی شکست استیونز در انتخابات منجر شد. تقریباً تمامی ناظرین توافق نظر دارند که اگر یک سیاستمدار میانه‌روی منتقد یا حتی بی‌طرف درمورد اسرائیل دربرابر السید قرار گرفته بود در انتخابات پیروز می‌شد.

درس چهارم) اسلام‌هراسی همچنان نیرویی زنده در سیاست آمریکا است

یکی از نتایج قابل توجه انتخابات میشیگان شکست امیر حسن بود. حسن، تنها نامزد رسمی جمهوری‌خواه در حوزه هشتم ایالت میشیگان، که از حمایت ترامپ نیز برخودار بود، در انتخابات مقدماتی حزب جمهوری‌خواه در این حوزه به تامس اسمیت باخت، نامزدی که یک ماه پیشتر از ادامه رقابت‌ انصراف داده بود، و حتی یک دلار در حساب انتخاباتی نداشت. این مسئله قدرت نژادپرستی و اسلام‌هراسی در حزب جمهوری‌خواه را نشان می‌دهد: ترامپیست‌ها به یک نفر با نام مسلمان رأی نخواهند داد حتی اگر او تنها گزینه‌ای باشد که از انتخابات انصراف نداده است. اما این مشکل به حزب جمهوری‌خواه محدود نبود و در رقابت علیه السید نیز شاهد تکرار مواضع نژادپرستانه و اسلام‌هراسانه ازسوی بسیاری از چهره‌های حامی صهیونیسم در حزب دموکرات بودیم. در دهه 2000 و پس از واقعه تروریستی یازده سپتامبر، اسلام‌هراسی و تبعیض علیه مسلمانان بخش مهمی از سیاست آمریکا بود که خود را در هر دو حزب نشان می‌داد اما بیشتر در حزب جمهوری‌خواه. برخی معتقد بودند که این دوره گذشته است و حتی صحبت از پیوستن مسلمانان به حزب جمهوری‌خواه می‌کردند چون هر دو گروه در مسائل اجتماعی محافظه‌کار بودند. ولی ظهور السید و زهران ممدانی شهردار نیویورک پیش از او به‌عنوان ستاره‌های ملی حزب دموکرات نشان داد که اسلام‌هراسی در هر دو حزب همچنان مشکلی واقعی و جدی است اما بین جمهوری‌خواهان با شدتی بسیار وخیم‌تر و فراگیرتر.

درس پنجم) این انتخابات محدودیت‌های نقش پول در انتخابات را پررنگ کرد

بسیاری از تحلیل‌گران ایرانی نگاهی بسیار اغراق‌شده و حداکثری به‌نقش پول در انتخابات در آمریکا دارند ولی متخصصین واقعی که پژوهش‌های مفصل و عمیقی درباره نقش پول در انتخابات انجام داده‌اند نقش این عامل را خیلی زیاد نمی‌دانند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که هزینه در انتخابات در رقابت‌هایی که دو نامزد ناشناخته هستند یا در روزهای اول انتخابات ممکن است بسیار موثر باشد ولی معمولاً در انتخابات‌هایی که مهم‌تر هستند یا نامزدها مشهور هستند نقش کمی دارد و همچنین هرچقدر به روز رأی‌گیری نزدیک‌تر می‌شویم این تأثیر کاهش می‌یابد. بنابراین ممکن است که با هزینه زیاد بتوان نتیجه انتخابات شورای شهر یک شهر کوچک را تغییر داد ولی در انتخابات سنا این امر بسیار دشوار است. گروه‌های حامی منافع اسرائیل، ازجمله ایپک، برای شکست دادن السید بین ۶۳ تا 70 میلیون دلار هزینه کرده بودند، رقمی شگفت‌انگیز و تقریبا بی‌سابقه. درمجموع، میزان مصرف پول از سوی السید حدود یک دهم رقیب جریان اصلی و حامی اسرائیلش بود. اما این امر درنهایت به شکست السید منجر نشد. دلیل این امر این است که بازده سرمایه‌گذاری (return on investment) در انتخابات پایین است و عملاً تفاوت معناداری بین صرف 20 یا 70 میلیون دلار وجود ندارد و گروه‌های حامی اسرائیل به‌دلیل عدم آشنایی با علوم سیاسی پول خود را حرام کرده بودند. نتایج میشیگان حتی نشان می‌دهند که صرف پول در مناطق روستایی مفیدتر از مناطق شهری یا حومه‌ها است چون السید در مناطق روستایی بدتر از انتظار عمل کرد – نتیجه‌ای که پیشتر پژوهش‌ها نشان داده بودند. اما درنهایت استیونز به حداکثر رأی ممکن در روستاها رسید ولی پیروز نشد. در اپیزود یازدهم پادکست اتاق وضعیت، پادکست مشترک من و دوست و همکارم حسین هوشمند، درباره نقش پول در سیاست آمریکا صحبت کرده بودیم و من این نکات را بیان کرده بودم. نتایج انتخابات میشیگان این یافته‌های علمی را تأیید می‌کنند و امید است که تحلیل‌گران ایرانی نیز از این پس به‌جای وبلاگ‌ها و توییت‌ها به پژوهش‌ها استناد کنند و براساس آن‌ها مواضع خود را تنظیم کنند.